الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
13
تفسير مجمع البيان (فارسى)
صبى و صبيه ، غلام و غلمة . اما غنى و غنيه ، صحيح نيست . ضربنا على آذانهم : خواب را بر آنها مسلط كرديم . اين كلام بسيار فصيح است . شاعر گويد : و من الحوادث لا أبا لك اننى * ضربت على الارض بالاسداد يعنى : يكى از حوادث ، اين است كه من راهها را در روى زمين گم كردهام ! حزب : جمعيت . امد : پايان مدت . اعراب : سنين : ظرف زمان و مفعول فيه عددا : يا مفعول مطلق است يا صفت « سنين » يعنى : « سنين ذات عدد » و مقصود زيادى سالهاست . امدا : ممكن است تميز و معمول « احصى » به تقدير « احصى الامد » و ممكن است منصوب به « لبثوا » باشد . برخى از بزرگان گفتهاند : جايز نيست كه « احصى » صفت تفضيل باشد ، بلكه بايد فعل ماضى باشد ، زيرا در قرآن كريم « أَحْصاهُ اللَّهُ » ( مجادله 6 ) به كار رفته است . ديگر اينكه : هر جا بعد از صفت تفضيل ، تميز آورده شود ، در حقيقت ، تميز فاعل است . در حالى كه در آيه ممكن نيست « امد » فاعل باشد . بنا بر اين « احصى » فعل و « امد » مفعول به است . شأن نزول : گويند : - قريش نضر بن حرث بن كلده و عقبة بن ابى معيط را نزد بزرگان يهود فرستادند و گفتند از آنها در بارهء محمد سؤال كنيد و اوصاف او را براى ايشان شرح دهيد و آنها را به سخنان پيامبر آگاه سازيد ، زيرا آنها داراى كتابند و از علم انبياء چيزهايى مىدانند كه ما نميدانيم . آنها بمدينه رفتند و پيام قريش را به بزرگان يهود رسانيدند ، گفتند :